بدون عنوان
٩/١٠/٩٠
یکسالگیت مبارک دخترم.......................
وقتی دقایق شیرین اند چه زود میگذرد لحظات زیبا....یکسال مادری چه زود گذشت...سخت اما شیرین..فرزند من جمعه ٩/١٠/٩٠ یکساله شد..آوا ی من یکسال پیش معصوم و پاک..تنها با صدای گریه ای شیرین بدنیا آمد و حالا بزرگ شده....حالا آوا ی من شش مروارید زیبا در دهان دارد...حالا آوا ی من کلمات زیبا میگوید..البته با لهن شیرین خودش..ماما.بابا...به به...آدا....س..نا..دای....د.د....عکس...و یک دنیا لذت به ما میدهد..برای رسیدن به چیزهای که میخواهد بی وقفه تلاش میکند.....تلاشی دیدنی...آوا ی من هنوز قدمی را به تنهایی بر نداشته..اما در تلاش است برای استقلال..دست به مبل راه میرود...و گاهی زمین میخورد....و حالا در این لحظه کودک من تب دار یکی دیگر از مرواریدهایش در آغوش من .به من تیه کرده..دخترکم دو روز از تب کرده...و در ین لحظات تبداریش فقط و فقط در آغوشم آرام میگیرد........
دوستت دارم عزیز یکساله من...........................


بدون عنوان
